خرید بک لینک
مَن دلم می رود از این خیال هایِ زود هنگامَم ، از تصوُر دو زن سال خوردِه ، که عصر جُمعه در حیاط خانه ای ، در نا کُجا ، نشستِه اند و چای می نوشند .. دلم می رود از اینکه پنجاه سالِ بعد ، به امروزهایمان ، کارهایِ نکردِه و لذت هایِ نبرده ی نوجوانی هایمان لَبخند بزنیم ، آن وسط ها آه هم بکشیم .. باید آن

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:32


من صبورم اما ؛
بي دليل از قفس كهنه ي شب مي ترسم ..
بي دليل از همه ي تيرگي رنگ غروب
و چراغي كه _ تو را _ از شب متروك دلم دور كند ...
من صبورم اما .. ،
آه ، اين بغض گران
صبر چه مي داند چيست ..

[ #حمید_مُصدق ]

+ من صبورم اما .. اما .. اما ..

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:32

اگر آدَم گُذاشت اهلی اَش کُنند ،

بفهمی نفهمی ،

خودَش را به این خطر انداختِه کِه

کارش بهگریه کردن بکشَد .. /~

#آنتوان_دوسن_تگزوپری

پ.ن_ آخ کِه خالی شُدم ..

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:32

زنانى که کتاب میخوانند براىجوامع مَرد سالارانه و نابرابرخطرناک اند ،زنانى که کتاب میخوانند سَرِشان را در مـقـابل _ ظلم _ خـَم نمى کنند ؛چون به _ توانایى هاى _ خودبه عنوان _ یک زن _ باور دارند .. /~ + فرد به فرد ما ، بدون شَک می تونیم تحولای فرهنگی بُزرگی رو باعث بشیم ، ولی متاسفانه انقد زندگی مون

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:32

این روزای اخیر ، تاریخ کُلمبیا رو از مقدمه ی داستان های کوتاه گابریل گارسیا می خوندم ، شباهت عجیبی به تاریخ ما داشت ، حتی به همین روزا .. تموم ِ باورهای من حداقل از زبون گابریل گارسیا نوشته شده بود اینکه « لیبرال ها و محافظه کارها هر دو به عنوان نماینده ی الگاریشی حاکم بر جامعه محکوم اند و در

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

دَر را که باز کردم ، دُرست نگاه در نگاهَش شُدم ، زمزمِه کردم : آه .. که چقدر دلتنگم .. چند ثانیه زمان گذشت تا به میز برسم ، فقط چند ثانیه .. و تمام این چند ثانیه را با لَبخندی محو به انتظارَم ایستادِه بود ، لبخندش مرا کشاند به سال هایِ دور ، روزهایی که حرف زیاد بود برای گفتن ، و واژه ها از سر و ک

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

شیفتِه ی اینم که از همین امسال شروع کُنم و بتونم سالای آینده فعال اجتماعی باشم .. از اینکِه کمپینِ " چهارشنبه های سفید " راه افتاده خیلی خوشحالَم ، هفته های پیش یه چیزایی رو برای مسیح علینژاد فرستادم ، ازش خواستم کمپین نه به حجاب اجباری یه چیزی مث یه لوگوی مشخص داشته باشه ، گفتم دلم نمی خواد زن ها

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

نقدِ صوفی نه همِه صافی و بی غش باشَد ،

ای بَسا

خرقِه

که

شایسته ی آتش باشَد ../~

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

من نمی دونم بهارِ شماها چه شکلی می گذره ،

اما بهار من بین کوهی از دستمال کاغذی می گذره ،

تموم وجودم کیپِ کیپِه ،

چشم چپمم می باره اما چشمِ راستم خیلی ام عادیه :|

#مرگ_بر_آلرژی

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

حِس افتخار کل وجودمو گرِفت ،

من به این همه شهامت و حضور می بالم ..

هافینگتون چهارشنبه های بدون اجبار رو جهانی کرد ،

#چهارشنبه_های_سفید

#متعهد_بمان_به_این_لعنت

#به_شنا_کردن_خلاف_جهت

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

یه دلیل محکم برا احساس خوشبختی داشتن برای من ، اینه که انسان های هنردوست و هنرمند تو زندگیم زیادن .. یه خونواده ی درجه یک .. خطاط ، مینیاتوریست ، عکاس .. و شانس بزرگم این بود که از ۶ سالگی وارد دنیای موسیقی شدم .. فولوت .. سه تار .. گیتار .. و برنامه های دلبر آینده .. باور دارم آدمایی که موسیقی می

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

همه چی هَمون جور کِه بود نیست ، هَست ؟

یه جاهایی اَم انقد حَد خودمو می دونم که دیگه هیچی نمی دونم ،

تو همین حالت عادت مزخرفم اینه که جلو جلو داستان می سازم ..

پ.ن_خیلی جدی باید عوض شَم

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

سهراب می نویسَد « زندگی بال و پری دارد با وُسعت مرگ .. »و مرگ ، بغض آور ترین رخداد جهان اَست .. حتی با شنیدن اسمش قلبم یخ می زند ، در هزارُم ثانیه می ایستد ، چند روز پیش در همین خیابان خودمان ، نمی دانم از کجا آن عصر پاییزی لعنتی ، آن جمعیت سیاه پوش ، آن ضجه ها .. جلوی چشمم رژه رفتند .. و نمی دانم

برچسب: نویسنده: مبین محمودی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:02

صفحه بندی